داوطلبان در انتخاب رشته کارشناسی ارشد باید به تجربه ای که از انتخاب رشته کنکور سراسری (کارشناسی) داشته اند نگاهی بیندازند و اگر در آن موقع اشتباهی مرتکب شده اند که باعث ندامت و حسرت آنها شده است، نگاهی تحلیلی به اشتباهات بکنند تا دوباره همان اشتباه را مرتکب نشوند. در اینجا سعی دارم به بزرگترین اشتباهاتی که فرد ممکن است در انتخاب رشته کارشناسی ارشد مرتکب شود بپردازم. بعضی از این اشتباهات بسیار بزرگ و جبران ناپذیر و برخی کم اهمیت تر هستند. بنابراین در ابتدا به بزرگترین و مهم ترین اشتباهات در انتخاب رشته کارشتاسی ارشد می پردازم.

farhangnews_137257-393134-1438269578

اگر بخواهیم این اشتباهات را در انتخاب رشته کارشناسی ارشد بر مبنایی صحیح و واقعی دسته بندی کنیم به چنین طبقه بندی ای می رسیم:

دسته اول: اشتباهات ناشی از عدم داشتن اطلاعات دقیق و البته صحیح از پارامترهای مؤثر در انتخاب رشته کارشناسی ارشد

دسته دوم: در نظر نگرفتن شرایط خاص فردی در انتخاب رشته کارشناسی ارشد

دسته سوم: اشتباهات ناشی از راهنمایی های غلط دیگران در انتخاب رشته کارشناسی ارشد

دسته چهارم: اشتباهات ناشی از سهل انگاری در انتخاب رشته کارشناسی ارشد

دسته پنجم: وسواس های بی مورد و بی اهمیت در انتخاب رشته کارشناسی ارشد

دسته ششم: جوگیری های بیش از حد در انتخاب رشته کارشناسی ارشد

  • دسته اول: اشتباهات ناشی از عدم داشتن اطلاعات دقیق و البته صحیح از پارامترهای مؤثر در انتخاب رشته کارشناسی ارشد

پارامترهای اصلی و عمومی در انتخاب رشته کارشناسی ارشد: دانشگاه، گرایش، هزینه، فاصله از شهر محل سکونت و امکان کسب درآمد در حین تحصیل

اگر داوطلب کارشناسی ارشد در انتخاب رشته کارشناسی ارشد، اطلاعات دقیق و صحیحی راجع به موارد بالا نداشته باشد، عملاً اشتباه بزرگی را در انتخاب رشته کارشناسی ارشد خود مرتکب شده است و ممکن است سرنوشت خود را به گونه ای دیگر رقم بزند. اینکه هر کدام از این پارامترها تا چه حد تأثیرگذار هستند به تصمیم شخص بستگی دارد و اولویت آن به خود داوطلب باز می گردد. ولی آنچه که واضح است تقدم و تأخر این پارامترها را به هیچ عنوان نمی توان نادیده گرفت و بدون داشتن اطلاعات دقیق و صحیح درباره آنها نباید تصمیم سازی کرد و اقدام به انتخاب رشته نمود.  اولویت بندی، یکی از مهم ترین عوامل در انتخاب رشته کارشناسی ارشد و اصولاً هر انتخاب دیگریست و این اولویت بندی واضح و مناسب نخواهد بود مگر اینکه اطلاعاتی درباره آنها داشته باشیم که به این اولویت بندی معنا بدهد. بزرگترین اشتباهی که داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد در این زمینه مرتکب می شوند این نیست که از این پارامترها آگاهی ندارند، بلکه بزرگترین اشتباه زمانی به وجود می آید که اطلاعات درستی در این مورد ندارند و یا گاهاً اطلاعات غلطی دارند. چون قبلاً به تفصیل هر کدام از این موارد را بررسی کرده ام در اینجا برای کوتاهی سخن یک نکته کلیدی را ذکر می کنم. انتخاب بدون اشتباه و یا با کمترین درصد اشتباه، انتخابیست که نخست پارامترها را شناسایی، اولویت آنها را مشخص و در نهایت با کسب اطلاعات دقیق و صحیح در مورد هر کدام از این پارامترها، اولویت ها را معنادار و هوشمندانه نماید. پس عدم چنین کاری یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که داوطلبان در انتخاب رشته کارشناسی ارشد مرتکب می شوند.

  • دسته دوم: اشتباهات ناشی از سهل انگاری در انتخاب رشته کارشناسی ارشد

این دسته از اشتباهات در انتخاب رشته کارشناسی ارشد بسیار اتفاق می افتند. بخشی از آنها به تنبلی خود داوطلب بر می گردد. بسیاری حوصله پیچیده کردن قضیه را ندارند و با خود می گویند حالا یک چیزی انتخاب می کنیم و یک طوری می شود دیگر. غافل از آنکه دارند این بازی را با سرنوشت خود می کنند و عملاً سبک زندگی خود را همین طوری یکهویی انتخاب می کنند. تصمیم برای انتخاب رشته کارشناسی ارشد عکس سلفی نیست که همین جوری یکهویی گرفته شود. نیاز است تا این تصمیم براساس یک هدف قبلی طراحی و اجرایی شود. اینکه 100 انتخاب را پر می کنند و در نظر نمی گیرند که چرا چنین چیدمانی بهترین است یا بدترین، قدری بی انصافی در حق خویشتن است. این سهل انگاری ممکن است ناشی از تنبلی فرد، کلافگی داوطلب و یا حتی بی اهمیت بودن انتخاب رشته کارشناسی ارشد باشد. در دو مورد اول قدری صبر و حوصله و سؤال پرسیدن از افراد آگاه کمک مؤثری خواهد بود و در مورد سوم که انتخاب رشته کارشناسی ارشد برای داوطلب هیچ اهمیتی ندارد، می توان حداقل یک خاطره از آن ساخت و با آن یک عکس سلفی گرفت و زیرش نوشت من و انتخاب رشته، همین الان یهویی!

  • دسته سوم: اشتباهات ناشی از راهنمایی های غلط دیگران در انتخاب رشته کارشناسی ارشد

یکی از بزرگترین اشتباهات در انتخاب رشته کارشناسی ارشد، اعتماد کورکورانه به افراد غیر متخصص است. ممکن است کسی را آنقدر دوست داشته باشید یا آنقدر در گذشته نصایح مفیدی به شما کرده باشد که هر چه او گفت را مطلقاً صحیح بدانید و به همان عمل کنید. قبل از اینکه چنین اعتمادی را اجرایی کنید، از خود چند سؤال بپرسید. آیا این فرد در این زمینه متخصص است؟ آیا این فرد در این زمینه سابقه دارد؟ آیا این فرد این راه را پیموده است دقیقاً با همین شرایط فعلی من؟ با چند سؤال و جواب بی طرفانه به آنها می توانید بفهمید که این راهنمایی اثربخش است یا نه. در بعضی موارد حتی بحث از این خنده دارتر می شود و داوطلب به دوستانی اعتماد می کند و اطلاعات آنها را مبنای انتخاب رشته کارشناسی ارشد خود قرار می دهد. شاید آن دوست بنا به دلیل خاصی چنین انتخابی را مبنای خود قرار می دهد در حالیکه شرایط شما زمین تا آسمان با او متفاوت است. شاید هدف دوست شما اصلاً با هدفی که شما در ذهن می پرورانید بسیار تفاوت داشته باشد. اصلاً توانایی ها و شخصیت فردی شما با هم یکجور است که یک انتخاب داشته باشید؟ بنابراین اشتباه بزرگ بعدی را مرتکب می شوید. این اشتباه زمانی خود را نشان می دهد که می بینید اصلاً این فلسفه فکری برای شما به درد بخور نبوده است و در آن لحظه تحت تأثیر احساسات و یا حتی روابط دوستانه، فکر کرده این تصمیم، تصمیم درستی است. تیر خلاص را به سمت خود شلیک نکنید. بگذارید شرایط شما و اطلاعات دقیقتان برای شما تصمیم بگیرند نه شرایط و فلسفه فکری دیگران. شخصیت مستقلی داشته باشید و اجازه ندهید خوراک فکری شما را دیگران به شما بدهند. البته این دیگران استثنایی نیز دارد. افرادی که با اطلاعات دقیق و صداقت کامل با شما صحبت می کنند و می گویند به این دلیل و به آن دلیل و به خاطر این طرز فکر من فلان دانشگاه و یا گرایش را به دانشگاه و گرایش دیگر ترجیح می دهم. اگر دوستانتان آنقدر صادق نیستند از آنها بپرسید و با چند سؤال هوشمندانه، راه خود را مشخص کنید.

  • دسته چهارم: وسواس های بی مورد و بی اهمیت در انتخاب رشته کارشناسی ارشد

در انتخاب رشته کارشناسی ارشد، توجه زیاد به موارد کم اهمیت اشتباهیست که برخی از داوطلبان مرتکب می شوند. ابتدا باید عوامل اصلی را در نظر گرفت و به تصمیم قاطع در مورد آنها رسید و سپس به موارد جزئی تر توجه نمود. اگر انتخاب رشته کارشناسی ارشد را یک مسئله در نظر بگیریم، ابتدا باید کلیات آن را درک کرد و سپس حل نمود و سپس به موارد جزئی تر توجه نمود. موارد جزئی همچون تردیدهای عجیب و غریب درباره شخصیت و تواناییهای خود. بعضی از داوطلبان می دانند به چه چیزی علاقه دارند، کجا حائز اهمیت است و چه آینده ای در انتظار آنان است ولی با مطرح کردن موضوعاتی همچون آخه دوستم اونجا نمیره، اگه برم اونجا باید با آدمای غریبه دوست بشم، زبون مردم اونجا رو نمیفهمم، بابام ناراحت میشه اگه اونجا قبول بشم، دوست خاله عمه همسایه 3 تا اونورترمون هم اونجاست که اصلاً نمی خوام ریختشو ببینم و بسیار وسواس ها که بیخود وقت انتخاب رشته کارشناسی ارشد را می گیرند و شما را از تصمیم صحیح باز می دارند. ببینید در کل هدف شما چیست و اگر فلان موضوع غیر مرتبط را مانند سنگی در مقابل این هدف می بینید، باید درباره هدف خود تجدید نظر کنید. تصوری که انسانها از شما دارند به خودشان مربوط است و اگر می خواهید تصوری که دوست دارید داشته باشند، باید نتیجه گیری از هدف مشخصتان را در ذهن دیگران ایجاد کنید. پس لطفاً وقتی که همه چیز مشخص است بیهوده دنبال موانع نباشید و مسئله را پیچیده تر از آنچه که هست نکنید.

  • دسته پنجم: در نظر نگرفتن شرایط خاص فردی در انتخاب رشته کارشناسی ارشد

در مورد شرایط خاص فردی در انتخاب رشته کارشناسی ارشد یک سری پارامترهای جزئی وجود دارد. این پارامترها عبارتند از: امکان ورود به بازار کار به خاطر روابط خانوادگی خاص، روابط فامیلی، روابط دوستانه، داشتن آشنا در یک دانشگاه خاص، علاقه مندی به شهری خاص، علاقه مندی به استادی خاص.

به این عوامل می توان شرایط تأهل، شرایط شغلی، داشتن بچه و هر شرایط خاص دیگر را نیز افزود. باید چنین شرایطی را در انتخاب رشته کارشناسی ارشد به شدت مورد توجه قرار داد. بزرگترین اشتباهی که داوطلبان در این زمینه مرتکب می شوند این است که بدون توجه به شرایط شخصی خود وارد دانشگاه یا رشته و گرایشی می شوند که عملاً همه چیز آنها را مختل و یا از کنترل خارج می کند. خارج شدن کنترل شرایط از دست فرد، عملاً بازدهی او را در تمامی زمینه ها کاهش می دهد و جز کلافگی و دویدن های بی هدف چیزی عاید داوطلب نمی کند. به این فکر کنید که شما قرار است 2 یا 3 سال با این روند زندگی کنید و در نظر بگیرید که این وضعیت چه تغییراتی را در شرایط شما و افراد مرتبط با شما ایجاد می کند. به یاد داشته باشید زندگی شما با توجه به شرایط جدیدی که پیش خواهد آمد تغییر خواهد یافت و اگر دقت نکنید این تغییرات به جای مثبت بودن میل به منفی تر کردن شرایط دارند. تغییرات باید ایجاد کننده فرصت باشند، نه از بین برنده فرصت های فعلی و یا آتی. اگر چنین مواردی را با سهل انگاری و گاه کوته فکری به هر چه پیش آید خوش آید حواله دهید، پس منتظر عواقب آن باشید. در انتخاب رشته کارشناسی ارشد خود همه جانبه با شرایط خود رفتار کنید. شاید نیاز باشد برای متمرکز شدن بر روی درس و پربارتر کردن تخصص هایتان، شغل فعلی خود را رها کنید. باید بدانید که این رها کردن شغل چه عواقبی دارد و آیا اصلاً می توان جوری انتخاب رشته کرد و جایی قبول شد که نه تنها بتوانم شغلم را داشته باشم بلکه درسم را نیز بخوانم. قطعاً این دو در موازات هم قدری از کیفیت خواهند کاست ولیکن مدیریت این کاهش کیفیت نوید فرصت های ایده آل در آینده را خواهد داشت. ممکن است اگر متأهل هستید این تغییر مثبت قدری زندگی خصوصی شما را با چالش روبرو کند، چه از نظر مالی و چه از نظر عاطفی. البته بعد عاطفی آن کمتر است، چون همسر شما خواهان پیشرفت شماست ولیکن از بعد مالی باید به گونه ای مدیریت اقتصادی خانواده را ترتیب بدهید. چندان فشار سنگینی را متحمل نشوید که از اینجا رانده و از آنجا مانده گردید. اگر بچه دارید که قضیه قدری پیچیده تر نیز می شود. باید بدانید که فرزند شما چندان شرایط جدید شما را درک نمی کند و خواهان همان مادر یا پدر مهربان سابق است. در اینجا بیشتر مدیریت شرایط و تغییرات جدید می تواند پارامتر کمک کننده ای در راستای انتخاب رشته کارشناسی ارشد باشد.

  • دسته ششم: جوگیری های بیش از حد در انتخاب رشته کارشناسی ارشد

یکی از فجایع انتخاب رشته کارشناسی ارشد، جوگرفتگی بیش از حد است. این مورد را می خواهم با مثال تشریح کنم. دوستی داشتم که رتبه فوق العاده خوبی آورد. انتخاب رشته کرد و تا روز اعلام نتایج دلش مثل سیر و سرکه جوشید. چرا این اتفاق افتاد و شعف او به وحشت تبدیل شد. رتبه 15 کارشناسی ارشد بود، بین اینکه اول تهران را بزند یا تبریز را مردد بود. تهران امکان ادامه تحصیل در آن رشته را نداشت ولی تبریز در مقطع دکترا نیز پذیرش دانشجو داشت و عملاً مهد این رشته را تبریز و اساتید برجسته آن می دانستند. در تهران علاوه بر دانشگاه تهران، دانشگاه امیرکبیر نیز چنین رشته ای را پذیرش می کرد ولی امکان تحصیل در مقطع دکترا را نداشت. ظرفیت پذیرش نیز بسیار محدود بود. حدود 8 نفر روزانه و شبانه تهران، 10 نفر تبریز و 5 نفر امیرکبیر. با توجه به رشته او احتمال قبول شدن در تبریز و امیرکبیر بالا بود و حتی تهران نیز جزء گزینه ها حساب می شد. اطلاعات دقیقی از دانشگاههای مورد نظر داشت، شرایط و تواناییهای او نیز کاملاً سازگار بود. از طرفی مشخص شده بود که رتبه های بهتر از 15 که در آن شاخه وجود داشتند تمایلی به انتخاب آن نداشتند و گرایش های دیگری را مد نظر داشتند، یعنی با رتبه 15 دانشگاه تهران هم می توانست قبول شود. پس در هر سه جا شانس بالایی داشت واز طرفی قبولی او هم صد در صد بود. این قسمت خوب ماجرا بود. از طرفی وسوسه ادامه تحصیل برای دکترا و از طرف دیگر علاقه به دانشگاههای تهران. در نهایت به این نتیجه رسید که شاید تا دو سال دیگر دانشگاه تهران نیز دکترای این رشته را بیاورد. خبر نداشت که حتی میتواند اپلای کند و در دانشگاههای معتبر خارج از ایران پذیرش بگیرد. در نهایت عشق به دانشگاه تهران باعث شد، دانشگاه تهران را به عنوان انتخاب اول خود برگزیند. حالا چالش بر سر اولویت دوم بود. با توجه به شرایط ذکر شده احتمال داشت دانشگاه تهران در دوره روزانه قبول نشود. بین امیرکبیر و تبریز بسیار مردد بود. از طرفی دوست نداشت از تهران دور شود و از طرفی تبریز قطب این رشته بود.  از طرف دیگر واهمه عجیبی از جو خود دانشگاه تبریز داشت و عجیب آنکه تبریز در زیر مجموعه های مختلف آن رشته بالاترین آمار اخراج دانشجویان کارشناسی ارشد را داشت و به هیچ عنوان رحم نمی کرد. پایه علمی ضعیفی داشت و رتبه خود را بیشتر مدیون شانس می دانست. یک لحظه جوگیر شد و گفت من فلانم و بهمان و کاری می کنم که در تبریز مجسمه ام را بسازند. اولویت دوم شد تبریز و اولویت سوم امیرکبیر. از اینجا به بعد تا روز اعلام نتایج استرس شروع شد. زیرا از طرفی توانست در تهران کاری پیدا کند که به درآمد آن نیاز داشت و می توانست بدون خلل در روند تحصیل به کار خود نیز فکر کند و از طرفی ترس از جو دانشگاه تبریز او را عاصی کرده بود. سرانجام نتایج اعلام شد و او در دانشگاه تهران پذیرفته شد. انگار که دنیا را به او دادند ولی 5 ماه تمام کابوس وار به جو گرفتگی خود لعنت فرستاد. پس لطفاً همه شرایط را منطقی بسنجید و اسیر غرور و جو گرفتگی و یا حتی عدم اعتماد به نفس نشوید. نه از این ور بام بیفتید و نه از اونور بام.

پاسخ بدهید