در مبحث قبل به تعاریف حکمت و فلسفه و همچنین «حکمت» از منظر فلسفه و عرفــان اسلامی پرداختیم. در این بخش به ادامه بحث می پردازیم.

a90043f51

«حکمت » از منظر آیات و روایات

واژ ه ى حکمت در قرآن، 20 مرتبه به کار رفته و در بیشتر موارد، با کتاب توأم مى باشد. علاوه بر خود واژه ى حکمت، مشتقات آن نیز در قرآن به کار رفته است. به عنوان نمونه، صفت حکیم، 97 مرتبه در قرآن ذکر شده که 91 مورد آن به عنوان صفت خداوند، 5 مورد آن صفت قرآن و یک مورد آن به عنوان صفت امر به کار رفته است. در ادامه برخى از این آیات و روایات مرتبط با آنها به طور اجمالى بررسى خواهد شد.
با توجه به آیات کریمه قرآن، در توضیح و تفسیر حکمت، مفسران وجوهى را مطرح نموده اند که مهم ترین آنها به نقل از تفسیر مجمع البیان، بدین شرح است:

1- مراد از حکمت، پیامبرى و رسالت است

2- مقصود، شرایع (علم حلال و حرام) است

3- منظور دانش قرآن و آگاهى از ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، مقدّم و مؤخر و نظایر اینها است

4- مراد، رسیدن به حقیقت پیام خدا در میدان هاى گفتار و عمل است

5- مقصود، دانش گسترده دین است

6- مفهوم این واژه، فهم و دریافت درست دین است

7- ترس از خدا و پرواى از حساب و کتاب و کیفر عادلانه ى اوست

8- دانشى است که سود و بهره آن سرشار و انسان ساز است (طبرسى، 1380 ، ج 2، 78 – 79 ).

در بیان چیستى حکمت، قدر مسلم آن است که بنابر آیات قرآن، حکمت چیزى متفاوت از علوم بشرى است. دلیل محکمى که حاکى از این تفاوت است و شأن و مقام ویژ هاى به حکمت مى بخشد، بخش انتهایى آیه 151 سور هى بقره است »[…] یعَُلمُِّکُمْ ما لمَْ تکَُونوُا تَعْلَمُونَ « یعنى این حکمت، جامع علومى است که نه تنها در گذشته، بشر به آنها علم نداشت، بلکه حتى در صورت پیشرفتهاى علمى در آینده نیز نمى تواند آنها را فرابگیرد (جوادى آملى، 1384 ، ج 7، 105 ). خداوند متعال در آیه 269 سوره بقره، حکمت را خیر کثیر معرفى نموده که به هر کس از بندگانش بخواهد، عطا مى کند: [آن کس را که بخواهد حکمت می دهد و آن کس که حکمت داده شد، خیر کثیر به او داده شده است و جز صاحبان خرد، متذکر نمی شوند]. علامه طباطبایى ذیل این آیه، می فرماید: حکمت »عبارت است از قضایاى راست مطابق واقع، از جهت اینکه مشتمل بر سعادت انسانى است؛ از قبیل معارف حقه الهی در مبداء و معاد و معارفى که حقایق عالم طبیعت را از آن جهت که ارتباط با سعادت انسانى دارد شرح می دهد؛ مانند حقایق فطرى که پایه تشریعات دینى است « (ب ىتا، ج 2، 554 ).
از امام باقر (علیه السلام) روایتى در ذیل همین آیه نقل شده که حضرت فرمودند: مراد از حکمت در این آیه، اطاعت خداوند و معرفت و شناخت امام است
همچنین بنا به آنچه در تفسیر نمونه آمده، حکمت معانی زیادي دارد از جمله «معرفت و شناخت اسرار جهان هستی، آگاهی از حقایق قرآن، رسیدن به حق از نظر گفتار و عمل، معرفت و شناسایی خدا و آن نور الهى که وسوسه هاى شیطانى را از الهامات الهى جدا مى سازد» (مکارم شیرازى، 1372 ، ج 2، 399 ). با توجه به این مطالب، به نظر مى رسد که حکمت، علاوه بر بعد نظرى و معرفتى، به بعد عملى و رفتارى انسان نیز اطلاق مى شود. چنانچه در بعضى آیات قرآن کریم نیز، حکمت به تکالیف، اطلاق شده است. در قرآن کریم، در چند آیه، سخن از نزول حکمت در کنار کتاب رفته است: [خداوند بر تو کتاب و حکمت نازل کرد] (نساء/ 113 ). تعبیر نزول براى حکمت، اشاره ى صریحى است به منشأ و مبدأ الهى حکمت که به وضوح آن را از سایر علوم و معارف بشرى متمایز م ىسازد. یکى از مهم ترین مسائلى که در رابطه با حکمت مطرح است، نحوه ى دستیابى به آن مى باشد.
در این باره، آیات شریف قرآن به دو دسته تقسیم مى شوند:

  • دسته اول، این حکمت را تعلیمی و قابل آموزش معرفى می کنند.
  • دسته دوم از آیات، بر جنبه اعطایی حکمت تأکید دارند.

پاسخ بدهید