هانری والن معتقد است که شکل گیری سازمان روانی ، از نظر زمینه های شناختی و عاطفی ، ناپیوسته است . تحول در تمام مراحل ، در بر گیرنده تمایز ( تعارض ) و توحید ( گشایش ) است ، به عبارت دیگر ، هر مرحله با تعارضهای ناشی از تمایز و گشایشهای مرحله جدید ، منجربه توحیدیافتگی می شود . کودک در همه مراحل در درون رحم و در محیط بیرون در یک فرایند تعارض و گشایش قرار می گیرد . وقتی که کودک در یک فرایند تعارض قرار می گیرد ، باید به گشایش برسد .

چنانچه تحول کودک عادی باشد ، تعارض برطرف شده و کودک سازمان یافته می شود، در نتیجه می توان گفت که او رشد یافته است ، اما در صورتی که برخورد با کودک و عوامل موثر در تحول روانی وی ، به گونه ای باشد که تعارض حل نشود ، اما توحیدیافتگی را در کودک مشاهده نخواهیم کرد و رشد او نابهنجار می شود . در نتیجه ، رشد نابهنجار روانی ، در مراحل مختلف تحول روانی ادامه می یابد و شخصیت او دستخوش بحران می گردد .

مراحل تحول روانی از دیدگاه والن

از دیدگاه والن ، دوره های تحول روانی فرد عبارتند از :

۱- مرحله درون رحمی

۲- مرحله برانگیختگی حرکتی

۳- مرحله هیجان پذیری

۴- مرحله حسی حرکتی

۵- مرحله شخصیت گرایی

۶- مرحله مقوله ای

۷- مرحله نوجوانی

  • ۱- مرحله درون رحمی ( زندگی نگلی ) :

در این مرحله ، جنین با محیط خارج مبادله ای ندارد. او فقط با مادر خود ، همزیستی فیزیولوژیک دارد و دائماً برای ترمیم اندامهایش از بدن مادر تغذیه می کند . او در این مرحله ، به دلیل عدم وجود تحریکات بیرونی و اجتماعی ، در یک خواب کامل به سر می برد و بین خواب و بیداری تناوب وجود دارد . به عبارت دیگر ، جنین انرژی مصرف می کند ، اندامهایش ترمیم می شود و اولین تعارض و دوگانگی در وی پدید می آید .

در مرحله درون رحمی اعضای حسی و مراکز عصبی در معرض تحریکات برونی قرار نمی گیرند و خواب کامل جنین را فرا می گیرد ، اما پس از تولد ، خواب کودک کاهش می یابد. به طور کلی ، در این مرحله ، جنین به مادر خود چسبیده است ، اما این چسبندگی از نوع دلبستگی عاطفی نمی باشد .

از آنجا که در مرحله درون رحمی ، جنین در حدود چهل هفته ، با مادر همزیستی کامل فیزیولوژیکی دارد ، بهداشت جسمی و روانی مادر ، می تواند سبب تسهیل رشد جنین گردد، در نتیجه ، عدم رعایت بسیاری از نکات ، می تواند برای جنین مشکل ساز باشد. از جمله این عوامل می توان به ضربه های شدید به شکم مادر ، تغذیه نامناسب ، داروها ، بیماریهای عفونی شدید ، استرس و عوامل عاطفی و هیجانی شدید در مادر ، مصرف الکل توسط مادر و … اشاره نمود . در مقابل این عوامل ، طبیعی است که تغذیه مناسب ، امنیت روحی مادر، تمرینها و ورزشهای متناسب ، حضور مادر در یک فضای مناسب ، می تواند تأثیر بسزایی در سلامتی و شادابی جنین داشته باشد .

  • ۲- مرحله برانگیختگی حرکتی ( از بدو تولد تا سه ماهگی ) :

در این مرحله ، با تولد نوزاد، وابستگی زیستی کودک به مادر از بین می رود و جای خود را به برانگیختگی یا جابجایی حرکتی می دهد. علت وقوع این برانگیختگی ، قرار گرفتن کودک در محیط بیرون رحم و ایجاد یکسری محرومیتها می باشد . به طور مثال ، زمانی که کودک نیاز به شیر دارد، چنانچه مادر نتواند نیاز او را ارضاء کند ، اولین محرومیت در کودک ایجاد می شود . در حالی که در دوره جنینی ، نیازهای وی بلافاصله و به طور طبیعی ارضاء می شد . در این مرحله، به دلیل محرومیتها ، کودک به طور ناهشیارانه گریه می کند و علاوه بر آن ، دچار یکسری برانگیختگی های حرکتی از قبیل دست و پا زدن و فریاد کشیدن می شود .

چنانچه مادر در این مرحله بتواند نیازهای کودک را ارضاء کند ، او با سلامتی ، وارد مرحله بعدی می شود ، در غیر این صورت ، در اثر محرومیت ، برانگیختگی های حرکتی شدت بیشتری پیدا می کنند .

یادآوری این نکته ضروری است که جابجایی حرکتی در این مرحله ، جابجایی از یک نقطه به نقطه دیگر نمی باشد ، بلکه وضعی و تئوری است ، یعنی اندام ، خود جابجا می شوند ؛ منتها این جابجایی در دنیای کودک ، یکنوع جابجایی در فضا و جستجوگری است که برای رسیدن به تعادل صورت می گیرد . کودک به منظور کسب تعادل در وضعیت بی تعادلی، جابجایی حرکتی دارد و از خود واکنشهای وضعی و حرکتی نشان می دهد . واکنشهای کودک به تدریج ، از سطح زیستی و جسمی به سطح روانی گام برمی دارند .

در این مرحله ، محرومیت لزوماً نابهنجار نبوده و لازمه تعادل است، اما چنانچه شدت و دوام یابد ، نابهنجار می شود و سبب عدم تعادل کودک می گردد. می توان گفت که در این مرحله، حد خاصی از محرومیت ، سبب تحول یافتگی کودک می شود . چنانچه برانگیختگی حرکتی و حرکت تنودی در فضا وجود نداشته باشد ، تحول صورت نمی گیرد و جابجایی در تحول ، بسیار ضروری است . برای مثال ، هنگامی که شما با شنیدن صدا سر خود را به سمت آن برمی گردانید، این کار ، جابجایی سر بر روی بدن بوده و برای رسیدن به تعادل مورد نیاز است.

بنابراین ، می توان گفت که تعادل جویی ، تحول روانشناختی است .

  • ادامه این مبحث را در پست های بعدی مطالعــه فرماییــد… مراحل تحول

 

پاسخ بدهید