فرهنگ اصطلاحات تخصصی مالی، واژه “Instrument” را به ابزار مالی ترجمه کرده است و آن را به‌عنوان یک سند رسمی و قانونی مانند سهام و اوراق قرضه تعریف می کند. انواع بسیار متنوعی از ابزارهای مالی در بازارهای پول و سرمایه دنیا وجود دارد که به سه دسته کلی به صورت زیر قابل تقسیم هستند:

11

در ادامه به بررسی انواع هر یک از این سه دسته می پردازیم.

  • ابزار مالی مبتنی بر حق مالی

به طور کلی این اوراق نشان دهنده منافع مالک در یک واحد تجاری است. منافع ناشی از مالکیت اغلب به عنوان “منفعت باقیمانده” نامیده می شود زیرا طلب و ادعای سهامداران در مورد دارایی شرکت، در مرحله آخر تمام طلبها قرار دارد.

 

000100-copy

 

اوراق سهام

سرمایه هر شرکت سهامی، به قطعاتی تقسیم شده که هر یک از آنها را سهم گویند. بنابراین سهم عبارت از قطعاتی است که مجموع آن سرمایه را تشکیل می دهد .

در ماده 24 اصلاحی قانون، سهم چنین تعریف شده است: سهم قسمتی از سرمایه شرکت سهامی که مشخص میزان مشارکت و تعهدات و منافع صاحب آن در شرکت سهامی می باشد.

در شرکت های دیگر سهم هر شریک را سهم الشرکه می گویند ولی در شرکت سهامی به ذکر سهم اکتفا می شود، مثلاً گفته می شود فلان شخص در فلان شرکت دارای یک یا چند سهم است.

دارنده سهم نمی تواند به نسبت سهم از مایملک شرکت مالک باشد بلکه به نسبت سهم خود از شرکت دارای حق می باشد و به موجب آن از منافع شرکت استفاده کرده و در مجمع عمومی رأی می دهد و در صورت انحلال از دارائی شرکت سهم خواهد برد.

قانون در شرکت سهامی عام حداکثر قیمت اسمی سهام را ده هزار ریال معین کرده ولی در شرکت های سهامی خاص حداقل واکثری برای مبلغ اسمی سهام تعیین نشده است .

سهام هر شرکت ممکن است به چند صورت بیرون بیاید به شرح زیر:

  • سهم با نام
  • سهم بی نام
  • سهم ممتاز

سهام بانام

سهم ممکن است با نام باشد، در این صورت دارنده سهم معلوم و مشخص است و در محل شرکت دفتری وجود دارد که شماره ردیف سهام و نام دارنده در آن ذکر شده بنابراین هر یک از سهام از روی شماره ردیف معلوم است متعلق به چه کسی است.

انتخاب سهام با نام به این جهت است که شرکت مایل است شرکاء خود را بشناسد و سیاست تجاری آن ایجاب می کند بداند سهام شرکت در دست چه اشخاصی است. سابقاً شرکت های سهامی اغلب دارای سهام بی نام بوده اند و سهام با نام کمتر وجود داشت. ولی در جنگ بین المللی 1914- 1918 در شرکت های بزرگ اروپا که اقتصاد کشور را اداره می کردند، کشورهای متخاصم در ممالک یکدیگر مبادرت به خرید سهام بی نام به منظور جاسوسی یا اخلال در امر شرکت نمودند. از این جهت این قبیل شرکت ها بیشتر سهام خود را به سهام با نام تبدیل نمودند.

در شرکت های سهامی گاهی سهام آنها تماماً بی نام و گاهی کلاً با نام و بعضی اوقات قسمتی از سهام با نام و بقیه بی نام است و این موضوع ارتباط با سیاست اقتصادی شرکت دارد، سهام با نام را اغلب اشخاصی تهیه می کنند که کمتر قصد انتقال سهام را دارند . زیرا تشریفات انتقال آنها از سهام بی نام بیشتر است.

ماده 40 اصلاحی قانون تجارت مقرر می دارد انتقال سهام بانام باید دردفتر ثبت سهام شرکت به ثبت برسد . انتقال دهنده یا وکیل یا نماینده قانونی او باید انتقال را در دفتر مزبور امضاء کند . پس در صورتی که سهام با نام مورد انتقال واقع شود تشریفات انتقال به عمل نمی آید مگر این که صاحب سهم شخصاً یا وکیل او در مرکز شرکت حاضر و در دفتر ثبت سهام ستون انتقالات را امضاء و خریدار جدید را معرفی نماید.

در شرکت های سهامی خاص ممکن است فروش سهام با نام موکول به موافقت هیئت مدیره یا مجمع عمومی باشد ولی به موجب ماده 41 قانون در شرکت های سهامی عام نقل و انتقال سهام نمی تواند مشروط به موافقت مدیران شرکت و یا مجمع عمومی صاحبان سهام باشد.

ماده 30 قانون مقرر داشته مادام که تمام مبلغ اسمی هر سهم پرداخته نشده صدور ورقه سهم بی نام یا گواهی نامه موقت ممنوع است . به تعهد کننده این گونه سهام گواهی نامه موقت با نام داده خواهد شد که نقل وانتقال آن تابع مقررات مربوط به نقل وانتقال سهام با نام است.

سهم بی نام ورقه ای است که اسم دارنده آن در ورقه و یا در دفاتر شرکت ثبت نشده باشد . و مالکیت آن با در دست داشتن ورقه سهم محرز می شود . از لحاظ سرعت در نقل و انتقال سهام و تسهیل در تجارت آن، سهام بی نام بهتر از سهام با نام است.

سهام بی نام

سهام بی نام به صورت سندو وجه حامل بوده و دارنده آن مالک شناخته می شود مگر آن که خلاف آن قانوناً ثابت شود . نقل وانتقالات این نوع سهام با قبض و اقباض به عمل می آید .

اگر کسی خواست سهام بی نام خود را بفروشد کافی است که قیمت آن را دریافت و سهم را مانند اسکناس تسلیم کند . سهم در دست هر کس مشاهده شد و هر کس به عنوان مالکیت آن را در دست داشت می تواند از منافع شرکت استفاده نموده و در مجامع عمومی به نام دارنده سهم وارد شود و در موقع انحلال هم از دارائی شرکت سهم ببرد . مگر این که شخص دیگری در دادگاه ثابت کند که سهم متعلق به او است و دارنده به نا حق آن را در تصرف دارد.

سهامی که در بورس ها معامله می شود اغلب بی نام است و اشخاصی که مایل به خرید و فروش سهام تجارت نموده و استفاده ببرند سهام بی نام می خرند.

انتشار سهام بی نام و یا صدور گواهی موقت بی نام موقعی ممکن است که تمام قیمت آن پرداخته شده باشد.
سهام با نام و بی نام در تمام مراحل دارای یک ارزش می باشند و دارندگان آنها در نفع وضرر و استفاده شرکت یکسان اند.
زمانی که شرکت احتیاج دارد اشخاص سرشناسی وارد شرکت شوند و یا احتیاج به افزایش سرمایه داشته و در شرایط عادی کسی حاضر به خرید سهام نباشد ممکن است سهام ممتاز منتشر کند . سهام ممتاز سهامی است که نسبت به سایر سهام رجحانی در نفع و یا سرمایه و یا سایر موارد داشته باشد ولی در هر حال قیمت اسمی آنها از سایر سهام تجاوز نخواهد نمود.

سهام ممتاز

سهام ممتاز موقعی قابل انتشار است که اساسنامه شرکت اجازه انتشار آن را داده باشد و یا مجمع عمومی فوق العاده آن را تصویب نماید . در تبصره 2 ماده 24 اصلاحی مقرر گردیده در صورتی که برای بعضی از سهام شرکت با رعایت مقررات قانون مزایائی قائل شوند این گونه سهام، سهام ممتازه نامیده می شود.

کلیه سهام شرکت را نمی توان ممتاز دانست . زیرا در این صورت هیچ کدام از سهام به دیگری رجحان نداشته و عادی محسوب می شوند. سهام ممتاز ممکن است در چند وهله منتشر شده و دارای چند نوع باشد . مثلاً ممکن است شرکت یک سری سهام ممتازه داشته باشد که فقط پنج درصد از منافع بیش از سایر سهام ببرد و سری دیگر علاوه بر منافع در دارائی شرکت در زمان انحلال حق تقدم داشته باشد و همچنین دسته های دیگری. معمولاً در این قسم سهام ردیف ممتاز هر یک جدا بوده و به علامت الف و ب یا علامت دیگر مشخص می شوند و در ذیل هر یک از سهام امتیازی که برای آنها معلوم شده چاپ می شود.

اوراق بهادار وابسته به سهام

اوراق بهادار وابسته به سهام، اوراق بهاداری است که بیانگر ادعا و طلب بر سهام است یا آنکه ارزش آن به طریقی به آن سهام مربوط شود. انواع مختلفی از ابزارهای وابسته به سهام وجود دارند که عبارتند از:

  • ابزارهای حق تقدم
  • حق خرید اضافی سهام
  • اختیار معامله سهام
  • اسناد بدهی قابل تبدیل
  • گواهی های اختیار معامله شاخص بندی شده
  • قراردادهای آتی شاخص بندی شده
  • سرمایه گذاری مشترک
  • سپرده آمریکایی

اسناد بدهی قابل تبدیل

به اوراق بهادار منتشر شده از طرف یک شرکت گفته می شود که دارنده آن اوراق می تواند آنها را طی دوره ای مشخص به سهام شرکت تبدیل نماید.قیمت تبدیل از بدو امر مشخص است.

اختیار معامله سهام

اختیار معامله سهام، شامل اختیار معامله خرید و فروش بر سهام عادی است. این ابزار از این جهت جزء ابزارهای وابسته به سهام است که قیمت آن تابعی از سهام مربوطه است. به رغم رابطه آن با سهام مورد نظر، اختیار معامله سهام به وسیله منتشرکننده سهام به وجود نمی آید. در واقع هر فرد می تواند اختیار معامله سهام را با فروش آن ایجاد کند. از آنجایی که استفاده از یک نوع اختیار معامله احتمال خطر زیادی دارد، ترکیبی از اختیار فروش و اختیار خرید می تواند احتمال خطر بسیار کمی را داشته باشد.

حق خرید اضافی سهام

حق خرید اضافی سهام شبیه اختیار معامله خرید سهام است. به این مفهوم که دارنده آن بدون آنکه تعهدی برای خرید سهام مربوطه از ارائه کننده آن داشته باشد، حقی بدست می آورد.

حق تقدم

شرکتها از نظر قانونی باید چنان عمل کنند که انتشار سهام سبب تضعیف منافع سهامداران موجود نشود. در این شرایط، شرکت به سهامداران موجود حق خرید درصدی از سهام جدید به تناسب درصدی از سهام که در حال حاضر دارند، را می دهد و سپس سهام جدید را به خریداران جدید عرضه می کند. برای آنکه خرید سهام جدید برای سهامداران موجود جالب توجه باشد، شرکت حق تقدم انتشار می دهد.

حق تقدم به مالک آن حق خرید تعدادی از سهام جدید را در قیمت ثابت که به آن قیمت حق تقدم می گویند می دهد. از این تعریف کاملاً روشن است که این حق مبین اختیار معامله است.

ابزارهای سرمایه گذاری مشترک

ابزار سرمایه گذاری مشترک به ترتیباتی گفته می شود که در آن داراییها انباشت شده و سهام آنها به سهامداران فروخته می شود. صندوقهای مشترک که نمایانگر شرکت های سرمایه گذاری باز هستند معروفترین و رایج ترین واسطه برای بدست آوردن سهام شرکتها محسوب می شوند. در این صندوقها ارزش هر سهم صندوق به تناسب ارزش خالص دارایی آن ارزش بازاری شرکت منهای بدهیهای آن تعیین می شود. شکلهای دیگری از ابزارهای سرمایه گذاری  مشترک وجود دارند که شامل شرکتهای سرمایه گذاری بسته و واحدهای تراکمی هستند.

معاملات آتی شاخص بندی شده

معاملات آتی شاخصی قراردادهای آتی هستند که برای شاخص سهام، شاخص اوراق قرضه و دیگر شاخص ها نوشته شده اند. به بیان دیگر این قراردادها، قراردادهای آتی هستند که بر حسب تعدادی از شاخص های سهام نوشته شده اند.

گواهیهای سپرده آمریکایی

در طول دهه های متمادی به دلایل متعددی مدیران پرتفوی در بازارهای پیشرفته فقط سهام شرکتهای ملی را خریداری می کردند. با گسترش بازار سهام خارجی و جهانی شدن صنعت مالی، مهندسان مالی در جستجوی راه هایی برآمدند تا اوراق بهادار خارجی را برای سرمایه گذاران قابل دسترس نمایند. به عنوان مثال، در آمریکا یک بانک تجاری تعداد زیادی از سهام خارجی را خریداری و این اوراق را در تراستی که به همین منظور تأسیس شده بود سپرده گذاری کرد. آن گاه بانک نوعی اوراق بهادار منتشر کرد که بیانگر منافع در آن تراست بود. این اوراق بنام گواهی های سپرده آمریکایی خوانده می شود. گواهیها خود اوراق بهادار آمریکایی بوده و در بازارهای آمریکا به شیوه معمول و رایج معامله می شوند. ذکر این نکته ضروری است که مالکیت گواهی سپرده به منزله مالکیت اوراق بهادار خارجی نیست. در عوض گواهی سپرده بیانگر مالکیت سهام در تراست است. از سوی دیگر، تراست مالک اوراق بهادار مربوطه است. از این رو ادعای سرمایه گذاران روی اوراق بهادار خارجی یک ادعای غیرمستقیم است.

انواع مشتقات نیز وجود دارند که در آنها یک طرف بدهکار و یک طرف بستانکار می شود، به نوعی مبتنی بر حق مالی و بدهی بودن آن به طرفی که قرار گرفته ایم دارد که این دسته را نیز گرچه در شرایطی به عنوان حق مالی می توان در نظر گرفت در انتها توضیح داده ایم.

  • در اینجا توضیحاتی مرتبط با ابزار مالی مبتنی بر حق مالی ارائه شده است در برای ادامه این بحث با ما همراه باشید.

پاسخ بدهید